الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
199
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
تفسير بعضى از لغات پيچيده اين خطبه شريف رضى مىگويد : ( در خطبه آمده ) « يؤر بملاقحه ، الار » كناية از نكاح و آميزش است . هنگامى گفته مىشود « ار الرجل المرأة يؤرها » كه با همسرش همبستر شود . و اين فرمايش امام ( ع ) ! « كانه قلع دارى عنجه نؤتيه » بايد توجه داشت « قلع » بادبان كشتى است ، و « دارى » منسوب به « دارين » شهرى است در كنار دريا كه از آنجا عطريات مىآورند ( و بادبانهايش معروف است ) و « عنجه » به معنى كشيدن به سوى خويش است هنگامى كه مىشود « عنجت الناقه اعنجها عنجا » يعنى آن را به سوى خود كشيدم و « النؤتى » به معنى « كشتيبان » است و اما تعبير « ضفتى جفونه » منظور دو طرف پلكهاى چشم است . زيرا « ضفتان » به معنى دو طرف مىباشد و اين كه فرمايد : « و فلذا الزبرجد » بايد دانست كه « فلذ » جمع « فلذة » به معنى قطعه است كه معنى آن مىشود قطعههايى از زبرجد و اما تعبير به « كبائس اللؤلؤ الرطب » به معنى خوشههاى لؤلؤتر همچون خوشههاى خرما است زيرا « الكباسه » به معنى خوشه و « العساليج » جمع « عسلوج به معنى شاخه است . خطبه - 166 از خطبههاى امام ( ع ) كه در آن تشويق به الفت و مهربانى و محبت نموده است ، ( 321 . ) بايد خردسالان شما به بزرگسالان تأسى كنند و بزرگسالان شما به كودكانتان رؤف و مهربان باشند . همچون ستم پيشگان دوران جاهليت مباشيد كه نه آگاهى از دين داشتند و نه در شناسائى خداوند انديشه مىكردند يعنى همچون تخم افعى در لانه پرندگان ( مباشيد ) كه شكستن آن گناه است ( زيرا گمان مىرود تخم پرنده باشد ) اما جوجهء آن شر و زيانبار است ، ( 322 . ) ( زيرا در حقيقت تخم افعى است ، اشاره به اين كه ظاهر شما به حكم محيط اسلامى ايمان است ولى باطنتان بوى صفات جاهليت مىدهد ) آينده بنى اميه قسمتى ديگر از اين خطبه است پس از همبستگى و اتحاد پراكنده شدند و از اصل خويش تشتت يافتند ، گروهى دست به شاخهاى زدهاند . . .